تصویر ثابت


 سارا تراب 2 انسانی –
معین فلاحتگر 1 ریاضی –
رستگار رحمانی 1 تجربی –
داوود جهان سوز 3 تجربی –
پگاه پزشکی 1 انسانی
 
 
روز کنکور، سر جلسه چگونه گذشت؟
 


داوود جهان‌سوز:من بارها جلسه‌ی کنکور را در ذهنم مرور کرده

بودم تا اگر اتفاقی افتاد بتوانم خودم را کنترل کنم. بارها این
مسئله پیش آمد که اشتباهی کردم که ممکن است برای
خیلی‌ها تخریب‌کننده باشد اما من توانستم آن را کنترل کنم
و از این کنترل خودم خوشحالم. تا جایی که امکان داشت
توانستم ترس و استرس خودم را سر جلسه‌ی کنکور مهار کنم.
به هر حال با این‌که رتبه‌ی 3 بودم استرس داشتم.
 
پگاه پزشکی:مهم‌ترین تأثیر آخرین آزمون‌های برنامه‌ای، شباهت
آن با فضای کنکور‌ سراسری بود. من سر جلسه‌ی کنکور
احساس نمی‌کردم کار جدیدی انجام می‌دهم و استرس
خودم را کنترل کردم. چون در آزمون‌های برنامه‌ای برای
عمومی‌ها وقت کم می‌آوردم در مورد آن‌ها نگران بودم؛
اما وقتی در کنکور، عمومی‌ها را پشت سر گذاشتم،
با آرامش به سؤالات اختصاصی جواب دادم.
 
معین فلاحتگر: چون از دوران راهنمایی در آزمون‌های برنامه‌ای
کانون شرکت کرده بودم، آزمون کنکور برایم عادی بود و استرس
نداشتم. هر دو هفته یک‌بار آزمونی شبیه کنکور می‌دادم و
کنکور برایم حکم آزمون نهایی را داشت.
 
رستگار رحمانی:من شب قبل از کنکور اشتباهی کردم که
اگر الان بخواهم کنکور بدهم این کار را نخواهم کرد. من برای
این‌که شناخت بیش‌تری از درس‌های عمومی پیدا کنم، کنکور
هنر را کار کردم و این کار باعث خستگی‌ام شد. شب کنکور
نتوانستم بخوابم و می‌ترسیدم که سر جلسه خوابم ببرد.
من در کنکورِ یک شهر دیگر شرکت کرده بودم و به محیط،
آشنایی نداشتم و می‌ترسیدم که روز کنکور به جلسه نرسم.
من باید روز قبل از کنکور، آدرس محل کنکور را بررسی می‌کردم.
سر جلسه کمی استرس داشتم اما نه به اندازه‌ای که نتیجه‌ی
کنکور را خراب کنم. البته منتظر اتفاق غیر منتظره‌ای نبودم.
باید داوطلب بر اساس آن‌چه در آزمون‌ها فراگرفته عمل کند
و به دنبال و تغییر روش خود نباشد.
 
سارا تراب:عمومی‌ها را خیلی خوب پاسخ دادم چون از سطح
آزمون‌های کانون پایین‌تر بود؛ اما در مورد اختصاصی‌ها نزدیک بود
اقتصاد را خراب کنم. در پایان برگشتم و تا جایی که توانستم به
سؤال‌ها جواب دادم و برخی سؤالات را که نمی‌دانستم خالی
گذاشتم و اتفاقی هم نیفتاد. مهم‌ترین  اتفاق سر جلسه‌ی
کنکور حفظ آرامش و ادامه‌ دادن است. من اگر ادامه نمی‌دادم
هیچ وقت این‌جا نبودم.
یک هفته قبل از کنکور چه‌کار کردید تا سر جلسه به این
آرامش رسیدید؟
 
داوود جهان‌سوز:سه چهار روز اول هفته، به روش‌های عادی
درس خواندم و تا سه روز مانده به کنکور، برنامه‌ام را به همین
روش ادامه دادم. می‌خواستم دو سه کتاب را تا قبل از کنکور
مرور کنم اما نتواستم. یک روز مانده به کنکور درس خواندن
را رها کردم. چیزی که به من آرامش داد این بود که یک ماه
مانده به کنکور، خاطراتم را نوشتم.
 
پگاه پزشکی:من روزی دو بار آزمون شبیه کنکور کار می‌کردم.
از صبح تا 8 شب را به برنامه‌ی کنکور اختصاص داده بودم
و از 8 تا 12 شب مباحثی را که نخوانده بودم مرور می‌کردم.
دو روز آخر هم درس نخواندم و سؤالات عمومی ریاضی
و تجربی را زدم. پاسخ تست‌های عمومی ریاضی و تجربی
به درصد‌هایم در کنکور خیلی نزدیک بود.
 
معین فلاحتگر:من یک هفته‌ی آخر، اختصاصی‌ها را نخواندم؛
چون دو هفته مانده به کنکور، آن‌ها را تمام کرده بودم.
این، نتیجه‌ی همراهی من با برنامه‌ی راهبردی تا روز کنکور بود.
قبل از عید، بعضی از بچه‌های مهندسی به من هشدار
می‌دادند که از بقیه عقب هستم و می‌گفتند با این برنامه،
درس‌ها را خیلی دیر تمام می‌کنم؛ اما وقتی کنکور دادم فهمیدم
واقعاً درست رفتار کرده‌ام. من هفته‌ی آخر، سه دور کتاب‌ها را
دوره کردم. دین و زندگی و ادبیات را هم‌خواندم و نتیجه‌ام بسیار
خوب شد.
 
رستگار رحمانی:من دین و زندگی را عادی خواندم و 94 درصد
زدم. زمین‌شناسی را هم یک دور کامل خواندم. کنکور تجربی
سال 87 را زدم. سعی کردم مصاحبه‌های رتبه‌های برتر
سال‌های قبل را بررسی کنم و برخی را برای خودم
شبیه‌سازی کنم. به دانش‌آموزان پیشنهاد می‌کنم
حتماً تا روز قبل از کنکور درس بخوانند.
 
سارا تراب: هفته‌ی آخر به خودم استراحت دادم.
در تلویزیون مصاحبه‌ای دیدم که چند روز قبل از کنکور بود.
در این مصاحبه گفته شد که وقتی سؤالات درس عمومی را
جلوی شما می‌گذارند با خودتان قرار بگذارید که ممکن است
از این 25 سؤال نتوانید به 10 سؤال پاسخ دهید.
در این صورت اگر بتوانید به این 10 سؤال جواب بدهید خوشحال
می‌شوید و اگر نتوانید، نگران نمی‌شوید. روز آخر کلمات زبان و
تاریخ ادبیات و خلاصه‌برداری‌هایم را مرور کردم. سعی کردم
کارهای مهم خودم را دو هفته قبل از کنکور انجام دهم و
هفته‌ی آخر بیش‌تر به آرامش و استراحت بپردازم.
من سعی کردم در کنکور توانایی‌های بالقوه‌ام را به فعل
تبدیل کنم.

در جلسه‌ی کنکور وقتی در پاسخ‌گویی مشکل پیدا
می‌کردید، چگونه این مسئله را مدیریت می‌کردید؟
 
داوود جهان‌سوز:من برای درس زمین‌شناسی خیالم راحت بود؛
اما وقتی در پاسخ‌گویی مشکل پیدا کردم دچار تردید شدم.
با این حال پاسخ دادن را ادامه دادم و یکی دو دقیقه هم وقت
اضافه آوردم. برای ریاضی وقت کم آوردم و 10 سؤال مانده بود
که حالم بد شد. به خودم گفتم انسان می‌تواند در هر شرایطی
خودش را کنترل کند. دو دقیقه چشمانم را بستم و تمرکز کردم
و با قدرت و مدیریت، کار را ادامه دادم. به نقاط قوتم مثل درس
شیمی فکر کردم. به همین دلیل آن را با فیزیک جابه‌جا کردم و
به سرعت شیمی را جواب دادم. وقتی خیالم راحت شد، با
آرامش به سراغ فیزیک رفتم و وقت اضافه آوردم.
دانش‌آموزان  در طول سال برای درس خواندن مطالعه کند
نه صرفاً برای کنکور.
 
رستگار رحمانی:داوطلبان باید تغییراتی را که سازمان سنجش
در روزهای قبل از کنکور اعلام می‌کند به خوبی رصد کنند.
باید برای کنکور درس‌ها را به میزان 90 درصد مفهومی بخوانند.
بچه‌هایی که از امکانات زیاد برخوردار نیستند بیش‌تر مفهومی
می‌خوانند و می‌توانند خوب تحلیل کنند اما دانش‌آموزان
شهرهای بزرگ به دلیل برخورداری از منابع زیاد، فقط نکات
را می‌خوانند و گاه از اصل و مفهوم دور می‌افتند.
 
پگاه پزشکی: من چون رشته‌ام را تغییر داده بودم،
ریاضی را کم خوانده بودم و نتوانستم 5 یا 6 سؤال را پاسخ
بدهم. به نظر من مدیریت بحران، موضوع عمیقی است.
من در این شرایط با خودم گفتم که باید حقوق تهران قبول
شوم و توانستم با جدیت مشکل را پشت سر بگذارم.
مسئله‌ای که باعث شد این بحران را کنترل کنم علاقه‌ام
به رشته‌ی حقوق بود.
 
معین فلاحتگر:سؤال‌های ادبیات نقطه‌ی بحران من بود.
در مفهوم سؤالات اشتباه می‌کردم و این مسئله وقت مرا
می‌گرفت. به خودم گفتم اگر سخت است برای همه، سخت
است. من 9 سؤال را اصلاً جواب ندادم و 4 سؤال را به سختی
جواب دادم؛ اما به‌موقع تمام کردم. عربی و زبان را خوب پاسخ
دادم. در اختصاصی‌ها ریاضی و فیزیک را خوب جواب دادم اما
شیمی واقعاً سخت و همه‌ی سؤالات، محاسباتی بود.
مشکل زمان داشتم اما باز هم فکر کردم که برای همه
همین‌طور است. وقتی از جلسه‌ی کنکور بیرون آمدم دیگران
هم همین وضعیت را داشتند و من از همه بهتر جواب داده
بودم. نباید این‌طور فکر کنیم که حالا که خراب شده است
تا آخر بی‌انگیزه جلو برویم.
 
رستگار رحمانی: سر جلسه، جای اختراع و کشف کردن
نیست. کنکور بسیار قانون‌‌مندتر از آزمون‌های دیگر است.
سال به سال سطح کنکور بالاتر می‌رود و سؤالات ارتقا می‌یابد.
باید هر کاری لازم است قبل از کنکور انجام داد.
من هیچ وقت برای خودم درصد، مشخص نکردم بلکه برای

خودم بازه‌ی نمره مشخص‌کردم. گاهی در آزمون‌هایی
دیر حاضر می‌شدم تا خودم را با استرس و مدیریت زمان
محک بزنم و برای چنین اتفاقاتی در کنکور آماده شوم.
داوطلب باید قبل از کنکور خود را برای بحران آماده کند.
مشکلی که همیشه در آزمون‌ها و کنکورها داشتم این بود
که همیشه با عجله به سؤالات جواب می‌دادم.
در کنکور هم از همین موضوع می‌ترسیدم.
در آزمون‌های برنامه‌ای، سؤال آخر یا اول هر درس را غلط
می‌زدم؛ چون می‌خواستم کنجکاوی کنم که سؤال بعدی
چیست. من سعی کردم این مشکل را برای کنکور حل کنم.
شرایط کنکور برای همه یکسان است. من معتقدم در کنکور
باید دانش‌آموز اصلح برگزیده شود. این‌جاست که تفاوت
دانش داوطلبان با یکدیگر مشخص می‌شود.
 
سارا تراب:من تفاوت بچه‌های تک‌رقمی با دیگران را در این
می‌دانم که آن‌ها با هر چیزی تخریب نمی‌شوند و می‌دانند
که برای درس‌ خواندن بسیار زحمت کشیده‌اند. من اگر با
مشکلی روبه‌رو می‌شدم نمی‌توانستم بقیه‌ی کارهایم را
بیهوده بدانم و بی‌خیال شوم. نباید زیاد روی یک مشکل
تمرکز کرد. این کار، فرصت باقی موفقیت‌ها را از ما می‌گیرد.
مثلاً محور کتاب اقتصاد، متن و تشریح است اما در کنکور
سبک سؤالات تغییر کرده بود و سؤالات به صورت محاسباتی
آمده بود. من به این فکر کردم که در درس‌های دیگر، نقاط
قوتی دارم که باید در آن‌ها موفق شوم. کسانی که تراز بالای
7000 دارند باید زیاد تست کار کنند. من برای ادبیات زیاد وقت
گذاشتم.
از چه روش‌هایی برای یادگیری مؤثر استفاده می‌کردید؟

 
رستگار رحمانی:به تکرار خیلی اهمیت می‌دادم.

از فرصت‌هایی که برای تکرار پیش می‌آمد همین ایستگاه‌های
جبرانی بود. فرصت نمی‌کردم یادداشت‌برداری کنم و فقط
نکات را می‌نوشتم. من در تابستان بیش‌تر روی تست‌های
اختصاصی تمرکز کرده بودم و کتاب‌های کمک‌آموزشی برای
من در اولویت بود. کسی که احساس نیاز می‌کند، باید از
کلاس و کتاب کمک‌آموزشی استفاده کند. به نظرم باید
بچه‌ها تا عید سال سوم از درس خواندن لذت ببرند.
 
معین فلاحتگر:روش درس خواندن من در تابستان و غیر تابستان
فرقی نداشت. در کل سال فقط در کنار سؤال‌هایی که در
کتاب‌های تست اشتباه می‌زدم، علامت می‌گذاشتم
و نزده‌ها و سخت‌ها را مشخص می‌کردم.
یکی دو بار سعی‌کردم خلاصه‌نویسی کنم اما این کار را
ادامه ندادم. کتاب‌های درسی را کامل می‌خواندم.
حتی تابستانی که قرار بود مهرماه به سال سوم بروم درس
خواندم. کتاب‌های پیش‌دانشگاهی را قبل از سال سوم تمام
کرده بودم. با این حال به نظرم از دست دادن فرصت تابستان،
دلیلی برای ناامید شدن نیست.
 
پگاه پزشکی:در تابستان تا قبل از این‌که تغییر رشته بدهم
فقط کتاب غیر درسی می‌خواندم؛ اما پس از آن، کتاب
درسی‌خواندم و طبق برنامه‌ی راهبردی پیش‌رفتم.
روش من به این صورت بود که دور اول اصلاً به کنکور فکر
نمی‌کردم و مفهومی می‌خواندم. دور دوم کمی به کنکور
هم فکر می‌کردم و حتی مطالبی را که به نظر من جالب
نبود می‌خواندم و آن را علامت می‌زدم که بعداً بیش‌تر بخوانم.
توصیه‌ی من به دانش‌آموزان انسانی این است که بار اول،
کتاب را مفهومی بخوانند و به کنکور فکر نکنند.
 
داوود جهان‌سوز:من از برخی از مباحث زیست و ریاضی آن‌قدر
لذت می‌بردم که می‌توانم بگویم با آن‌ها زندگی کرده‌ام.
برداشت مفهومی از درس‌ها زمانی حاصل می‌شود که
دانش‌آموز با درس‌ها زندگی کند.
 


تاريخ : دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جیم . ب | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس